اكبر ترابى شهرضايى

342

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

اگر كسى بر روايت جمود كند ، « إن لم تخف على نفسك فاقتله » بايد وجوب قتل را بر عدم ترس بر نفس خودش معلّق بداند ؛ در حالى كه فرقى بين خود قاتل و نفس محترم ديگر نيست . اگر با قتل سابّ النبىّ صلى الله عليه و آله جان مسلمانى نيز در خطر بيفتد ، جايز نيست . استثناى ترس بر آبرو آيا ترس از آبرو نيز مانند ترس از جان است ؟ از مباحث ديگر استفاده مىشود شارع مقدّس مسأله‌ى آبرو را در رديف نفس قرار داده است ؛ لذا ، در صورت ترس از آبرو نيز نه‌تنها وجوب از بين مىرود ، بلكه جواز قتل نيز مطرح نيست ؛ مانند اين كه شخصى ترس اين را داشته باشد كه اگر دشنام‌دهنده را كشت ، فرزندانش كه از اراذل و اوباش هستند ، در آينده متعرّض ناموس و فرزندان او مىشوند . ترس از آبرو اختصاص به قاتل ندارد ؛ بلكه اگر خوف بر تجاوز به عرض و آبروى مسلمانان نيز مطرح باشد ، همين حكم جارى است . بنابراين ، مىبينيم با اين كه روايت ترس از آبرو را مطرح نكرده ، ولى فقها آن را بر ترس از جان عطف كرده‌اند ؛ زيرا ، همانطور كه نفس مسلمان محترم است ، آبرويش نيز احترام دارد ؛ و چه‌بسا عقلا حاضرند جان خود را براى حفظ آبرو و ناموس فدا كنند . استثناى خوف بر مال خطير آيا خوف بر مال را نيز مىتوان بر ترس از جان عطف كرد ؟ مال اندك مورد بحث نيست ؛ بلكه موردى مدّ نظر است كه خانه و زندگى شخص را مىگيرند ؛ و وسايل كسب و تجارت او را از بين مىبرند . امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله مىفرمايد : در هر دو طرف نفس و عرض ، وجوب حاكم است ؛ اگر ترس بر آن‌ها نباشد ، واجب ؛ و گرنه جايز نيست ؛ ولى در باب مال ، حكم خاصّى دارد . اگر مالِ زياد و مورد اعتنايى باشد و خوف بر آن دارد ، در اين صورت جايز است كه سابّ النبى صلى الله عليه و آله را به قتل برساند ؛ ولى واجب نيست . در مشابه اين مسأله نيز جواز مطرح است ؛ مانند اين كه اگر دزد مىخواهد مال او را ببرد ، جايز است در مقام دفاع